قسمت ۱ سفرنامه مشهد ۱۴۰۳

زیارت با قطار نمی‌چسبد؛ با آنکه در ماشین پاهایت ورم می‌کند خورشید دست و صورتت را می‌سوزاند، بارها سرت موقع چرت زدن از روی تکیه‌گاه صندلی می‌افتد اما می‌دانی کجایی و چقدر مانده است که برسی.می‌ترسم زمانی که به مشهد رسیدم هنوز آماده نباشم. دلش...

Continue reading