دنیای خاکستری
برای نوشتن یکی از صحنههای رمان خدای او دچار تردید شده بودم. از ابتدای صحنه میشد آخر آن را حدس زد. میشد به راحتی مطمئن بود که سیاوش «قهرمان داستانم» در آخر صحنه چه تصمیمی میگیرد. هرچه هم پیاز داغش را اضافه میکردم باز هم طعمش توی ذوق می...