سفرنامه شهریور ۱۴۰۴ قسمت اول
آخرین سری لباسها را داخل لباسشویی ریختهام. نگاهی به خانه میاندازم تا جایی که میتوانستم مرتبش کردم. تا لباسها شسته شود وقت دارم بنویسم. یک چمدان که پر شده از لباسهای تابستانی. لوازم نوشتن. یک بقچه کوچک که در آن ملحفه و بالشتکهای کوچک ...