قسمت ۱۰ اسم مستعاری به نام رادمهر

دست آراز رو گرفتم و با نگرانی نگاهش کردم. - حالت چطوره؟- داری می‌بینی زنده‌ام - نیاز نیست بری دکتر؟- رفتم البته نرفتم رادمهر منو برد. وقتی به حال اومدم توی اورژانس بیمارستان بودم و رادمهر هم داشت بالای سرم مثل بچه‌ها گریه می‌کرد.- آسیبی ندی...

Continue reading

قسمت ۹ اسم مستعاری به نام رادمهر

- مگه قرار نبود تماس نگیری؟- من همچین قراری نگذاشتم.- ولی توی کافه همه‌ حرفامو قبول کردی یادت نیست؟- سارا چند بار بگم اون من نبودم.صدای سارا قوی و عصبانی شد.- نمیدونی چقدر از این حرفت بیزارم مگه میشه آدم خودش نباشه؟- باید رودررو حرف بزنیم ی...

Continue reading

قسمت ۸ اسم مستعاری به نام رادمهر

 پنج ساعت بعد پیام داد: «جریانش مفصله فعلا خیلی خسته‌ام دیشب شب خیلی سختی داشتیم بعدا برات حرف می‌زنم.»باران بهاری به شیشه جلوی اتومبیل شلاق می‌زد. اتومبیل آرام پیش می‌رفت. آراز موسیقی آرامی گذاشته و به خیابان خیس چشم دوخته بود. چهره‌ی گرفت...

Continue reading

قسمت ۷ اسم مستعاری به نام رادمهر

- با من دوست میشی کامی؟- نمی‌خوام- همه آدما حداقل یه دوست رو می‌خوان- اونا می‌خوان زندگی کنن اما من نه- فعلا که زنده‌ای تا زمانی که زنده‌ای با هم دوست باشیم نظرت چیه؟شونه‌اش را بالا انداخت.- تو چند سالته؟- ده سالمه- دوست دارم بیشتر ازت بدون...

Continue reading

قسمت ۶ اسم مستعاری به نام رادمهر

توی راه برگشت چندتا کمپوت و آبمیوه خریدم. همون چند دقیقه‌ای که توی سوپری بودم دلشوره داشتم می‌ترسیدم وقتی برمی‌گردم توی اتومبیل نباشه و بازم یه کاری دست خودش بده. بالاخره به خونه رسیدیم و روی تخت خوابید معلوم بود که بدنش درد می‌کنه اما بیشت...

Continue reading

قسمت ۵ اسم مستعاری به نام رادمهر

ساعت 2 شب بود که با صدای موبایلم بیدار شدم. شماره رادمهر بود. تا بخوام چیزی بگم صدایی از اون طرف خط گفت: «شما صاحب این شماره رو می‌شناسید؟»خواب از سرم پرید. - چیزی شده؟- از افراد خانواده‌اش هستید؟- دوستمه- ایشون توی بیمارستان ... هستند لطفا...

Continue reading

قسمت ۴ اسم مستعاری به نام رادمهر

- یه سری سوال ازت دارم بپرسم یا نه؟نفس عمیقی کشید.- فکر کنم بدونم در مورد چیه.- دوست داری در موردش حرف بزنی؟- اگه بخوای باهام رفیق باشی باید در موردش باهات حرف بزنم.انگشتای دست چپش رو مشت کرد و با انگشتای دست راستش فشردشون.- گاهی حس می‌کنم ...

Continue reading

قسمت ۳ اسم مستعاری به نام رادمهر

صداش گرفته‌تر و خش‌دارتر بود. طرز نگاه و رفتار و حرف زدنش عجیب برام آشنا بود. یادم اومد توی دبیرستان گاهی که فیلم بازی می‌کرد همین قیافه رو به خودش می‌گرفت. یه اسمی هم برای خودش گذاشته بود کمی که به ذهنم فشار آوردم یادم اومد. - کیوان؟ هنوزم...

Continue reading

قسمت ۲ اسم مستعاری به نام رادمهر

- سر میز من اومده بودی؟- آره - کی؟- همون اولی که اومدینفس عمیقی کشید و دستاش رو به پیشخوان گرفت. انگار که سرش یکباره درد گرفته باشه دستاش رو ول کرد و از دو طرف شقیقه‌هاش رو محکم گرفت اما تعادلش رو از دست داد. سریع خودم رو اونطرف رسوندم و کم...

Continue reading

قسمت۱ اسم مستعاری به نام رادمهر

چند وقتی بود که از آراز بی خبر بودم. در جریان بودم که شبها به خانه نمی‌رود اما نگفته بود که کجاست. بیشتر وقت‌ها هم موبایلش خاموش بود. دلم برایش تنگ شده بود و بیشتر از آن نگرانش بودم. قهوه‌ام تمام شده بود، با فنجان خا...

Continue reading