- یه سری سوال ازت دارم بپرسم یا نه؟
نفس عمیقی کشید.
- فکر کنم بدونم در مورد چیه.
- دوست داری در موردش حرف بزنی؟
- اگه بخوای باهام رفیق باشی باید در موردش باهات حرف بزنم.
انگشتای دست چپش رو مشت کرد و با انگشتای دست راستش فشردشون.
- گاهی حس میکنم یکی دیگه توی بدنم زندگی میکنه. زمان رو گم میکنم چندین ساعت رو کاملا فراموش میکنم و یادم نمیاد که چیکار کردم و چی گفتم. بدتر از اون عواقب اون چند ساعت هست معمولا حرفها و کارهای اون چند ساعت اونقدر زندگیم رو بهم میریزه که برای درست کردنش باید ساعت.ها و گاهی روزها وقت بگذارم. گاهی هم هیچوقت اون سوء تفاهمها درست نمیشه.
- از کی؟
- از بچگی اینطوری بودم اما کم. بعد چند سالی دیگه زندگیم عادی شده بود تا یکسال پیش.
- بخاطر ازدواجت؟
- نه بعد از تصادفی که کردم دوباره شروع شد.
سرش رو محکم گرفت.
- سرت درد میکنه؟
- گاهی حس میکنم میخواد منفجر بشه حس میکنم باید محکم بگیرمش تا مغزم بیرون نریزه
- همین موقعها هست که زمانت رو گم میکنی؟
- بیشتر اوقات آره گاهی هم خیلی اتفاقی
- توی اون تصادف سرت ضربه خورد؟
- متاسفانه من کوچکترین آسیبی ندیدم.
دوباره سرش رو گرفت. حس کردم حرف زدن در مورد اون تصادف حالش رو بدتر میکنه. دیگه چیزی نگفتم.
غذا رسید و مشغول خوردن شدیم. کلید واژه شخصیتهای مجزا توی ذهنم پر رنگتر شده بود اما چیزی نپرسیدم تا خودش دوباره سر حرف رو باز کرد.
- فکر میکنم اونی که زمانم روی میدزده اسمش کیوانه توی مدرسه بچهها در موردش خیلی حرف میزدن خیلی طرفدار داشت. اون موقعها جرات نمیکردم بگم که یادم نمیاد که همچین چیزایی رو گفتم و اون کارها رو کردم میترسیدم از دستتون بدم واسه همون تاییدش میکردم.
- اونم هیچوقت نگفت که یکی دیگه هست همیشه تو رو تایید میکرد.
- کی کیوان؟
- آره
- پس تو میشناسیش؟
- اوهوم از دبیرستان. دیشب کیوان شمارهات رو بهم داد.
- بابت این کار باید ازش ممنون باشم اون روز توی کافه هم کیوان بود نه؟
- نه مطمئنم اون کیوان نبود.
- یعنی چی یعنی غیر کیوان یکی دیگه هم هست؟
دستای لرزانش رو گرفتم.
- اگه بخوای میتونیم با هم بفهمیم کیه. فقط میدونم که اون منو نمیشناخت. هرکسی که هست شخصیتش خیلی افسرده هست
- ممنون آراز
- بابت؟
- اینکه اینقدر آروم برخورد کردی
- بخور
بعد از چند ساعت گپ و گفت خداحافظی کردیم. اگه یک درصد احتمال میدادم وقتی برم اون اتفاق میافته هیچوقت تنهاش نمیگذاشتم.
ادامه دارد...
🔍بازنویسی نشده
داستانهای دیگر:
آثار چاپ شده:
منتظر نظرات ارزشمند شما هستم.