روزی «آرتور گوردون» که یک نویسنده است از «توماس واتسون» پرسید:
«چگونه میتوانم به عنوان یک نویسنده سریعتر به موفقیت برسم؟»
واتسون که یکی از غولهای بزرگ تجارت است در جوابش گفت:
«اگر میخواهی سریعتر به موفقیت برسی، میزان شکستهای خودت را دوبرابر کن. موفقیت در منتهی علیه شکست وجود دارد.»
آن روز یکبار دیگر شکست خوردم. هنگامی که طرح جدیدم توسط استاد خوانده میشد، متوجه شدم اشتباه کردهام. طرح من درست فهمیده نشده بود. ابتدا بهشدت از خودم ناراحت شدم که چرا نتوانستم از طرحم دفاع کنم اما بعد اتفاق دیگری افتاد.
بعد از اینکه آرامتر شدم سخنان استاد و همینطور جملات دوستانم را بررسی کردم و متوجه اشکال کارم شدم. درواقع من نتوانسته بودم طرح داستانی را که در ذهن داشتم به درستی روی کاغذ پیاده کنم. داستان من، یک داستان با پیرنگ تغییر بود اما چیزی که نوشته بودم شباهت زیادی به پیرنگ پلیسی_جنایی داشت.
به جای تمرکز روی شخصیت دادستان و روند تغییرات رفتاری و فکری او، بر حادثهٔ محرک متمرکز شده بودم.
شاید برایتان سوال پیش بیاید که این ماجرا چه ارتباطی با پاسخ «توماس واتسون» به آن نویسنده دارد؟
اگر من طرح جدیدی نمینوشتم، شکست نمیخوردم؛ متوجه اشتباهم نمیشدم و قدمی رو بهجلو برنمیداشتم.
در صورتی ممکن است میزان شکست خود را دوبرابر کنیم که دوبرابر کار کنیم؛ آن هم کارهای جدیدی که ما را میترساند و دچار اضطراب میکند.
در حال حاضر من از دو چیز میترسم: نوشتن پیرنگ داستان و شروع کردن بازنویسی داستانم.
وقتی به این دو فعالیت فکر میکنم اضطراب میگیرم. ترس وجودم را فرا میگیرد و برای فرار از انجام آنها هرکاری میکنم. دلیل ترسم را بررسی کردهام، من از شکست میترسم.
واتسون میگوید: «در منتهی علیه شکست موفقیت وجود دارد.»
راست گفتهاند که شکست پل پیروزی است. همچنان اضطراب دارم اما به ترسم غلبه میکنم؛ چون تنها راه رسیدن به هدفم، شکست است.
🔹پی نوشت: حالا که بعد از دو سال به این یادداشت نگاه میکنم میبینم: با غلبه بر ترسی که از شکست داشتم، به اهدافم رسیدهام. رمانم مجوز گرفته و آخرین مراحل چاپ و صحافی را میگذراند. و پیرنگهای زیادی نوشتهام که قابلیت تبدیل شدن به رمان را دارند.
۷اردیبهشت ۱۴۰۱
پی نوشت دوم: حالا که دوباره این متن را میخوانم میبینم با انتخاب موقعیت ها و غرق کردن خودم در آنها توانسته ام کارهای زیادی بکنم. کتابم بهار ۱۴۰۳ چاپ شد و در حال حاضر مشغول کار کردن روی یک پروژه بزرگ هستم. چند داستان نوشته شده دارم که در انتظار بازنویسی هستند. چند دوره حضوری برگزار کرده ام و... در این تاریخ من از همکاری با گروه نویسندگان میترسم و البته وارد آن شده ام. امیدوارم پی نوشت سوم را وقتی مینویسم از غلبه به این ترس و نتایج آن بگویم. ۲۱ مهر ۱۴۰۴
عالی بود 👏👏👏
شکست های بیشتر در زندگی نشانه تلاش بیشتر است. و البته واضح است شکست بعد از تلاش باارزش است، نه شکست حاصل از تنبلی و کم کاری