آموزش رایگان

پنج قدم برای شروع نویسندگی

بسم الله الرحمن الرحیم

قدم اول

یک نویسنده شباهت‌های زیادی به یک ورزشکار حرفه‌ای دارد. یک ورزشکار حرفه‌ای تمام روزهای سال را تمرین می‌کند؛ فقط برای اینکه وقتی روز مسابقه فرارسید از آمادگی کامل برخوردار باشد.

به عنوان یک نویسنده، فرقی نمی‌کند

تازه کار باشیم یا کهنه کار،

نباید انتظار داشته باشیم تمام نوشته‌هایمان

خوب باشد و یک شبه ره صد ساله رویم.

تابه حال دیدید برای تمرین کردن یک ورزشکار به او مدال بدهند؟ پس انتظار تعریف و تمجید در اول راه و در تمرین‌های نویسندگی فقط شما را سرخورده می‌کند.

چیزی که در این میان مهم است گرم کردن عضلات نویسندگی‌مان و سپس قوی کردن این عضلات است.

تمرین‌های مؤثر می‌تواند مسیر درستی پیش پایمان بگذارد اما کسی که قدمی برندارد اگه صدسال هم نقشه راه را در دست داشته باشد نه تنها به مقصد نمی‌رسد بلکه قدمی هم به آن نزدیک نخواهد شد.

اگر از نویسندگان سوال کنید می‌گویند بعد از کار در معدن نویسندگی سخت‌ترین و پرزحمت‌ترین کار است. این را گفتم تا اگر درصدی حس می‌کنید یک کار تفننی است وقتتان را هدر ندهید. استاد نویسندگی‌ام همیشه می‌گفت:

تداوم و صبر شرط موفقیت یک نویسنده است.

صبر کردن نه به معنای نشستن و دست روی دست

گذاشتن بلکه به معنای صبر در برابر زیاد بودن حجم کار

و سختی کار.

اگر از نظر ذهنی آماده شدید بسم الله شروع می‌کنیم.

🔴تمرین اول:

🔹یکی از سخت‌ترین قسمت‌های نوشتن شروع کردن آن است. با این تمرین کمی آسانش می‌کنیم.

🔸شروع کردن با مکان و زمان:

برای شروع این تمرین از مکان و زمانی که در آن هستید شروع کنید و سپس تا ده دقیقه به نوشتن ادامه دهید. از خودتان بگویید از مکانی که در آن هستید از دغدغه‌هایتان از... یادتان باشد بی‌وقفه و بدون فکر بنویسید. قرار نیست مدال بگیرید قرار است فقط عضلاتتان را گرم کنید به این تمرین مثل تمرین دویدن آرام نگاه کنید.

 

🔴همین حالا بدون فکر می‌نویسم تا متوجه منظورم شوید:

ساعت ۲:۲۱ دقیقه بعد ازظهر است.

پشت میز کارم نشسته‌ام و اولین

مطلب آموزشی را آماده می‌کنم

فکرم پیش دوستم است شاید بد نباشد وقفه‌ای

بیاندازم و کمی با او صحبت کنم...

 

عادت روزانه نوشتن

قدم دوم:

در قدم اول از لزوم تمرین در نویسندگی گفتم. بگذارید راحتتان کنم اگر در تمام کلاس‌های نویسندگی شرکت کنید و تمام کتاب‌هایی که در این مورد نوشته شده را بخوانید اما خودتان دست به قلم نشوید و هر روز ننویسید نویسنده نخواهید شد.

ساده بگویم👈نویسنده کسی است که می‌نویسد.

رضا بابایی در کتاب «بهتر بنویسیم» یک فرمول طلایی را برای زیبا نویسی معرفی می‌کند:

زیاد نوشتن + راحت نوشتن= زیبا و سنجیده نوشتن

اما راحت نوشتن یعنی چه؟ ما به آن آزادنویسی می‌گوییم. از اسمش پیداست که موقع نوشتن آن باید از هر قید و بندی آزاد باشیم.
به نظر شما آن قید و بندها چیست؟

این آزادی به چه معناست؟

👇👇

🔸یعنی از ابتدا به نتیجه کار فکر نکنید این بندی محکم به قلمتان می‌بندد.
🔹از ابتدا به قضاوت دیگران در مورد خودتان و نوشته‌تان فکر نکنید.
🔸از احساساتتان نترسید.
🔹خودتان را دست کم نگیرید.
🔸خودتان را دست بالا نگیرید. و...

 

قدم سوم:

سبک زندگی یک نویسنده با زندگی دیگران متفاوت است. برای شروع هر کاری باید بتوانیم سبک زندگیمان را مطابق با هدفمان تغییر دهیم. این یکی از مهمترین قدم‌هایی است که باید برداریم. به آن به عنوان یک کفش مناسب برای یک دونده یا یک استخر برای شناگر نگاه کنید.
سبک زندگی یک نویسنده بستری است که درآن می‌توانید بخوانید، بنویسید، مشاهده کنید، تفکر کنید و...

بگذارید مطلب را کمی بازتر کنم. هنگامی که می‌خواهیم کاری را شروع کنیم باید ابزارکار را هم آماده کنیم، درست است؟

ابزار کار یک نویسنده چیست؟

قلم، کاغذ، زمانی برای نوشتن

نکاتی که بتواند در مورد آن‌ها بنویسد

واژه‌‌هایی که بتوان با آن‌ها نوشت و...

ما در ✨قدم سوم✨ با همان چند ابزار ابتدایی کار داریم.
محیط زندگی‌تان باید شما را یاد نوشتن بیاندازد. دفتر‌ یا سررسیدی که بتوانید در آن اتفاقات روزا‌نه‌تان را بنویسید یا تمرین نویسندگی کنید. آن را روی میز یا جلوی چشمتان قرار دهید. دسترسی به آن باید آسان‌تر از دسترسی به موبایلتان باشد.
یک دفترچه یادداشت و یک خودکار همیشه توی کیفتان باشد تا بتوانید چیزهای جالب را سریع در آن یادداشت کنید.

یکی دیگر از ابزار‌ها «زمانی برای نوشتن» است؛ یکی از مهمترین و کمیاب‌ترین ابزارها. این یکی را باید بدزدید. از کجا؟ از دست دزد‌های زمان.

شبانه‌روزتان را نگاه کنید. ببینید چقدر از آن را با دیدن سریال‌ها و فیلم‌های بی‌محتوا، خواندن مطالب سطحی و پراکنده‌ی اینترنت، دیدن استوری‌ها، خواندن چت‌های دوستان‌ یا فامیل در گروه‌های دوستانه و خانوادگی، یک ساعت پای تلفن در مورد هیچ حرف زدن، دیدن تبلیغ‌ها و انواع آموزش‌های پراکنده و.... هدر می‌دهید. ببینید چقدر وقتتان را پای اینها می‌کشید.

حقیقت این است که زمان تنها سرمایه ماست. سرمایه‌ای که برنمی‌گردد و هر لحظه در حال کم شدن است. ما هر لحظه باید انتخاب کنیم که: آن را چگونه هزینه کنیم؟ کجا هزینه کنیم؟

 

🔴تمرین:

لیست تمام کارهای روزمره‌تان را در طول هفته بنویسید. نه کارهایی که می‌خواهید بکنید کارهایی که تا امروز انجام می‌دادید. اگر به خاطر دارید زمان تقریبی هر کدام را هم بنویسید. زمان‌های به قتل رسیده هر روز و یک ‌هفته‌تان را حساب کنید.

جدول خودآگاهی

قدم چهارم:

در قسمت پیش در مورد سبک زندگی یک نویسنده و به طور خاص در مورد پیدا کردن زمانی برای نوشتن صحبت کردم.
اگر تمرین قبل را مثل من انجام داده باشید حتما زمان‌های مرده‌ای را پیدا کرده‌اید. پس دیگر برای نداشتن وقت بهانه تراشی نکنید.

اینبار می‌خواهم کمی در مورد فواید نوشتن صحبت کنیم.
احتمالا برای شما هم بارها اتفاق افتاده که احساس تنهایی و افسردگی کرده‌اید و انگیزه‌تان را برای انجام کارها از دست داده‌اید.
جولیا کامرون در کتاب «حق نوشتن» می‌گوید:

«اغلب اوقات احساس تنهایی به این دلیل

به سراغ ما می‌آید که دید وسیع‌تر

را از دست داده‌ایم...»

به نظر شما چطور باید به این دید وسیع برسیم؟ با نوشتن، البته نه هر نوشتنی. نوشته‌ای که پل ارتباطی ما شود با خود کهنسالمان. از حرفم تعجب نکنید. شاید بارها برایتان پیش آمده باشد که در ذهنتان گفتگویی شکل می‌گیرد گفتگو بین دو صدا که یکی فرمان‌هایی عقلانی و انسانی می‌دهد و یکی فرمان‌هایی نفسانی.

ارتباط با آن «من» وجود عاقل می‌تواند به ما کمک کند. _شما هر اسمی دوست دارید روی آن بگذارید مهم ارتباط گرفتن با این نعمتی است که خداوند در وجود ما قرار داده است_ برای این کار تمرین‌های متعددی داریم. اگر موافقید به سراغ تمرین برویم و یکی از آن‌ها را با هم انجام دهیم.

پی‌نوشت: تمرین برگرفته از کتاب «حق نوشتن» از جولیا کامرون

 

🔴تمرین:
جای راحتی بنشینید. دور از هیاهو. موبایل را حتما به اتاق دیگری ببرید تا حواستان را پرت نکند. حالا دستتان را روی صفحه بگذارید و از خود هشتاد ساله‌تان بخواهید نامه‌ای درباره‌ی زندگی‌تان به شما بنویسد. به خویشتن کهنسالتان اجازه دهید تا در مورد چشم‌انداز زندگیتان برای شما بنویسد، هدایتتان کند و عمل صحیح را به شما نشان دهد.

قدم پنجم:

نظرتان چیست دوباره سراغ سبک زندگی یک نویسنده برویم؟

نمی‌دانم تابه حال اسم «صفحات صبحگاهی» را شنیده‌اید یا نه. در قدم پنجم می‌خواهیم در مورد این ابزار صحبت کنیم.

همه ما به کسی احتیاج داریم که با او حرف بزنیم. که نقشه‌هایمان را با او در میان بگذاریم. که به ما بگوید که چکار کنیم. تقریبا هر روز همین احساس را داریم و همین را می‌طلبیم. اما کدام یک از ما اینچنین فردی را در زندگی دارد که هم وقتش را داشته باشد و هم حوصله‌اش را؟ هم شناختش از ما زیاد باشد هم بتواند راهنماییمان کند؟
واقعیت را باید قبول کنیم وجود اینچنین دوستی بیشتر به رویا شباهت دارد تا واقعیت.
اما واقعیت دیگری هم وجود دارد👈 نوشتن می‌تواند جای آن دوست را برای ما پر کند. نوشتن را دست کم نگیرید. بی‌دلیل نیست که خداوند در قرآن به «قلم» قسم خورده است.

در قسمت‌هایی از کتاب «حق نوشتن» می‌خوانیم:

«صفحات صبحگاهی مربی ما هستند.»

«صفحات صبحگاهی را باید صبح‌ها نوشت.

آن‌ها روزی را که در پیش‌رو داریم

اولویت‌بندی می‌کنند. اگر شب‌ها

آن را بنویسیم، روزی را که

گذرانده‌ایم مرور می‌کنیم و

از تغییر آن عاجزیم.»

«نوشتن جایی به ما می‌دهد

تا آنچه را که می‌خواهیم بگوییم،

اما در عین حال به آنچه

لازم است گوش بدهیم.»

«زندگی امروزی ما سراسر کوشش و تقلاست.

سراسر نگرانی و فشار و تقاضات.

ما شاهد عینی‌مان را لازم داریم و

باید یاد بگیریم شاهد عینی‌مان باشیم.»

 

🔵تمرین:

به مدت یک هفته هر روز قبل از شروع هر کاری «صفحات صبحگاهی» خودتان را بنویسید. به صورت دست‌نویس. بدون فکر سه صفحه دفتر بنویسید و هرچه به ذهنتان می‌رسد ثبت کنید.

👈🔴 بهتر است نه تنها یک هفته بلکه هر روز این کار را انجام دهید. «صفحات صبحگاهی» بستر اصلی زندگی نویسندگی است.

آشنایی با دوره های حضوری

لطفا با نظراتتان به کامل‌تر شدن این متن کمک کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *