سفرنامه

سفرنامه شهریور ۱۴۰۴ قسمت سوم

حرم امام رضا مشهد

صوت قرآن و عظمت این بارگاه باعث شده خودم را کوچک ببینم. ذره‌ای هستم که بر سرم منت گذاشته‌اند و مرا راه داده‌اند وگرنه من کجا و این صحن و سرا کجا؟
من کجا و نماز در این صحن باصفا کجا؟

خادم‌ها دارند خواب‌ها را بیدار می‌کنند. خواب‌ها را بیدار می‌کنند. خواب‌ها را. خیلی وقت است خودم را به خواب زده‌ام یعنی با این صدا من هم ممکن است بیدار شوم از خواب دنیا؟

 

حرم امام رضا عکس با گنبد

امروز بعد از روشن شدن هوا در صحن باصفای انقلاب شاهد یک مستند زیبا بودم. مستند «عکس با گنبد» بازیگراش زائرها بودند و کارگردان آن خود امام رضا جانمون. فیلم‌بردار هم چشمانم. حتی زاویه دید رو هم تغییر ندادم. از همان‌جایی که نشسته بودم نگاه می‌کردم. اول از همه یک پسر نوجوان توجهم را جلب کرد. یک چفیه سبز روی دوشش انداخته بود و از دوستش می‌خواست از زاویه‌های مختلف از او و گنبد عکس بگیرد. شاید شباهت ظاهریش به پرهام باعث شد ببینمش اما فقط او نبود. چشم که چرخواندم دیدم همه دارند با گنبد عکس میگیرند دوست داشتم یک دوربین فیلم‌برداری داشتم و از تمام این عکس‌ها فیلم می‌گرفتم. عکس بالا یکی از آن صحنه‌های ناب است.

یک خانواده حدود ده نفره در سه نسل. یک گروه پسر نوجوان که به نظر اردو آماده بودند. یک روحانی جوان با همسرش که داشتند با گنبد سلفی می‌گرفتند و ...

ادامه دارد...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *