روزنوشت

استفاده نادرست

آن شب میوه را روی میز گذاشتم و نشستم. پدرم گفت: «تعصب روی یه شخصیت منطق رو از بین می‌بره»

در تایید حرفش گفتم: «درسته بابا، ما که روش تعصب نداریم. با آنکه انتخاب خودمون بوده اما اگه دست از پا خطا کنه یقه‌اش رو می‌گیریم»

گفت: «آفرین، مو رو از ماست می‌کشیم»

_ بله می‌کشیم.
_ حالا معنیش رو می‌دونی؟

لحظه‌ای مردد شدم و گفتم: «نمی‌دونم»

پدرم گفت: «باید ماست باشه تا بتونیم مو رو ازش بکشیم. اگه تمامش سیاهی باشه که مو درش پیدا نیست.»
_چه جالب. درسته.
_ بخاطر اینکه بیشتر کارهاش درسته، کارهای غلطش به چشم میاد، باید این رو بدونیم فقط اگه ماست باشه می‌شه مو رو ازش بیرون کشید.

وقتی پدرم رفت به فکر فرو رفتم. آن جمله را پیش خودم تکرارکردم. «مو را از ماست می‌کشند.» تا به آن لحظه، از آن خیلی استفاده کرده بودم. گمان می‌کردم، اشاره به این دارد که وسواس‌گونه به دنبال عیبی بگردیم‌. هیچ وقت هم دنبال این نبودم که بدانم ضرب المثل را درست استفاده می‌کنم یانه‌.
حالا با این چالش روبه رو شدم معنی درست چند ضرب المثل را می‌دانم؟ آیا آن‌ها را درست به کار می‌برم؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *