داستان مینی‌مال

مادر

«مامان منو بابت سی سال اذیت کردنت می‌بخشی؟»

همانطور که روی زمین نشسته بود خم شد تا دست مادرش را ببوسد.

لبش روی سنگ سرد قبر خورد.

 

2 thoughts on “مادر

  1. ناشناس گفت:

    خیلی تلخ بود
    و البته عبرت آموز….

  2. فاطمه گفت:

    کاش تا وقت هست قدرشون رو بدونیم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *