داستان مینیمال مادر آبان ۶, ۱۴۰۴ Posted by فاطمه رستم زاده 06 آبان «مامان منو بابت سی سال اذیت کردنت میبخشی؟»همانطور که روی زمین نشسته بود خم شد تا دست مادرش را ببوسد.لبش روی سنگ سرد قبر خورد.
خیلی تلخ بود
و البته عبرت آموز….
کاش تا وقت هست قدرشون رو بدونیم