داستان مینی‌مال

حرف و سکوت

زن کاپشن را توی بغلش فشرد
گفت: شب‌های جبهه خیلی سرده

مرد چیزی نگفت

زن گفت: کاش کاپشنت رو می‌بردی زمستون نزدیکه

مرد چیزی نگفت

زن سرش را روی شانه کاپشن گذاشت و گریه کرد

مرد چیزی نگفت
فقط
از درون عکس به او خیره شده بود.

 

One thought on “حرف و سکوت

  1. ناشناس گفت:

    سلام بر شهدا و خانواده های صبورشان❤️

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *