داستان مینی‌مال

سوختن

گفت:«هنوز هم دارم می‌سوزم»

گفتند:«آتش را که خاموش کردند»

درب خانه نالان و زار گفت:
«جگرم‌ تا منتقم مادر بیاید خواهد سوخت، چرا چوب من و پهلوی مادر؟ چرا میخ من و صدر اُم ابیها؟»

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *