روزنوشت

دلتنگی

این روزها بیشتر از همیشه دلم برای چند ساعت پشت سر هم نوشتن تنگ شده و کمتر از همیشه فرصت نوشتن دارم.
کلاس‌های آنلاین بچه‌ها در خانه رمق ساعت‌ها را می‌گیرد. هم خودشان خسته می‌شوند هم ما هم معلم‌ها. بازدهی چقدر است از من بپرسی می‌گویم تقریبا هیچ. در ساعت‌های بعد باید این عدم بازدهی را با بیشتر خواندن جبران کنند که همین کار بقیه زمان‌ها را هم به زنجیر می‌کشد.

تنها چیزی که می‌توانم به خودم تجویز کنم صبر است. مهیا کردن محیطی گرم و شیرین در خانه که کمی از تلخی حوادث بکاهد. تلخی آلودگی هوا و ویروسی که از خانه نمی‌رود و گلویی که درد می‌کند و هوایی که برای نفس کشیدن سنگین است.

و بیشتر از همه نبودن او آزارم می‌دهد. او که صاحبِ زمان است. این یکی را نه می‌خواهم فراموش کنم نه تحمل. فقط می‌خواهم شکایت کنم:
اللَّهُمَّ إِنَّا نَشْکُو إِلَیْكَ فَقْدَ نَبِیِّنَا صَلَوَاتُكَ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ غَیْبَةَ وَلِیِّنَا...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *