اشعار

سرود ناب

چه رازی دارد امشب یاد آن سوز صدایت

با دل بی‌چاره‌ی من؟

گاه می‌گویم ولی باور ندارم

کاش من عاشق نبودم

این سرود تلخ و شیرین را...

خوب شد من این سرود تلخ و شیرین را شنیدم

خوب می‌دانم

برگ خسته بر تن این پیر بشکسته

بدون این سرود ناب

هرگز نمی‌ماند.

 

پاییز ۱۳۸۰

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *