سفرنامه

سفرنامه شهریور ۱۴۰۴ قسمت هشتم

تابحال شده خوابی ببینید که جزییاتش را فراموش کنید اما تمام فکرتان را به خودش مشغول کند؟ دیشب همچین خوابی دیدم. خواب قشنگی نبود. وهابی داشت، تیراندازی به زائران کربلا را داشت، صف طولانی زائرها برای ورود به کشور عراق و ...
جزییات یادم نیست فکر کنم تحت تاثیر سخنرانی که دیشب قبل از خواب گوش دادم این خواب را دیدم هرچه که هست از ذهنم نمی‌رود. مرا نمی‌ترساند اما باعث شده از صبح برای کار بیشتر برنامه‌ریزی کنم.

حس می‌کنم دیگر وقتی برای هدر دادن نمانده اوضاع و شرایط منطقه عجیب شده و سرعت اتفاقات آنقدر زیاد است که حتی فرصت تجزیه و تحلیل آن را پیدا نمی‌کنیم. باید کار کرد، برای ظهور. باید قدم‌هایمان را سریعتر و بلندتر و محکم‌تر برداریم. مشغول آماده سازی چک لیست‌ها برای نیمه دوم سال هستم. این روزهای باقی‌مانده از شهریور فرصت مناسبی برای برنامه‌ریزی است.

۲۶ شهریور۱۴۰۴

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *