روزنوشت

جوجه‌هایمان را بشماریم آخر پاییز است

بد نیست قبل از رسیدن به آخرین فصل سال نگاهی به فصل‌های امسال بیندازم. ارزیابی عملکرد و مقایسه آن با برنامه‌ چیده شده همیشه راه‌های جدیدی جلوی پای آدم می‌گذارد.

بهار و تابستان از نظر کاری خیلی خوب بود اما برنامه‌ای که برای پاییز امسال چیده بودم کلا تغییر کرد. قرار بود یک داستان جدید را شروع و داستان‌های قبلی را بازنویسی کنم. سرو سامانی به کانال نورستان بدهم و سایتم را همیشه به روز نگه دارم اما در عمل چه کردم؟
غیر از نورستان که ادمینی جوان آن را از حالت رکود نجات داد برای بقیه اهدافم کاری نکردم.

با تمام این احوال نمی‌توانم بگویم کم کاری کردم. همکاری با یک کارگروه نویسندگی مهدوی بهترین اتفاق این فصل بود. عضویت دوباره در کتابخانه و گرفتن و خواندن مداوم کتاب‌های خوب اتفاق خوب دیگر. شرکت در کارگاه مینیمال‌نویسی عالی بود. همکاری با ادمین جوان نورستان هم که خودش یک یادداشت جداگانه می‌طلبد. از پاییز امسال راضی هستم اما باید فکری به حال کارهای روی دست مانده بکنم. حتی اگر شده مورچه‌‌وار باید حرکت کنم تا حداقل پیش‌نویس یکی از داستان‌ها را به مرحله چاپ برسانم. با توکل به خدا برای فصل جدید برنامه جدیدی می‌نویسم تا ببینم که قبول افتد و که در نظر آید.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *