همه چیز برای مهمانی فراهم است. خانه مرتب شده. وسایل پذیرایی مهیا شده. حتی ژلههای یلدایی داخل یخچال منتظر مهمانها هستند. گوشی را برمیدارم و نگاهی به گروه می اندازم استاد پیام صوتی فرستاده. با گوش دادن پیام استاد دست و پایم شل میشود. از ما گله کرده که کم کار شدیم. نگاهی به حجم کارهای این چند روزم میاندازم. هیچکدام برای امامم نیست. چند روز است که برای آمدن مهمانها روز و شبم را بهم دوختم اما برای آمدن امامم کاری نکردم.
استاد راست میگوید این راه و روش یاری رساندن به امام نیست، این سبک زندگی یک منتظر نیست. با این کمکاری سرباز نمیشوم همچنان سربار میمانم.