اشعار

ازدحام نبودنت

رفتی بدون حرف
جو سنگین بینمان زمین افتاد
از سقف تا به فرش
پر شد ز ازدحام نبودنت
در گوشه گوشه‌ی خانه
خاطره‌ای نشست کرد
یادت کنار پنجره‌ی رو به کوچه
به زیر افتاد
تصویرت از مقابل چشم ترم رد شد
دیدم که قلب من
همان لحظه، زمین افتاد


من ازدحام نبودنت را از
تنگی نفس‌هام بی تو، فهمیدم
دیگر چگونه بگویم بیا تمامش کن
دیگر چگونه بخوانم
بیا بیا، برگرد

 

فاطمه رستم زاده سرشکه

 

One thought on “ازدحام نبودنت

  1. ناشناس گفت:

    به زبان شیرین فارسی بگو😉😅😊

پاسخ دادن به ناشناس لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *