گرچه اینجا نیستی، یادت هست
روی دیوار اتاقم
روی قلبم
همهجا
خاکی از رفتن قلب تو نشست
روی دیوار اتاقم
مثل یک سایهی گنگ
طرحی از قامت سرو تو نشست
آری آری من و دل میدانیم
که دل تو رفته
چشم تو دیگر نیست
تپش و سوز صدایت رفته
قامتت دیگر نیست
تو نمیدانی که
گرچه من رفتهام از خاطر تو
خاطرات تو که هست!
فاطمه رستم زاده سرشکه
سال ۱۳۸۰
شعرهای دیگر از دفتر شبانه:
منتظر شنیدن نظرات ارزشمندتان هستم
خدا را شکر بابت حافظه ای که خاطرات را در خود ثبت و حفظ میکند